دست نوشته‌هاي يك كودك فهيم
ماهواره چه مي‌با‌شد؟

اكنون قلم در دستان كوچولويم گرفته‌ام و با سلام خدمت خانم معلم خيلي عزيزم، انشاي خود را درباره اين كه پس ماهواره چه مي‌باشد، آغاز مي‌كنم. ماهواره در بزرگ قابلمه‌اي مي‌باشد كه وود وودكي در وسط آن قرار داشته و به صورت يواشكي عكس آدم‌هايي را نشان مي‌دهد كه از بس نمي‌دانند ما آنها را تماشا مي‌كنيم، هيچي سرشان نكرده‌اند.معمولاً ماهواره را روي پشت بام خانه ممدفرنگيز خانم اينا قرار مي‌دهند و به وسيله آن قرتي مي‌شوند. تصاوير آن توسط باد و پارازيت كه بابايم هميشه مي‌گويد «وسط حرف من ول نكن» خراب مي‌شود. اما برنامه‌هاي آن چه مي‌باشد.
برنامه‌هاي ماهواره ممد فرنگيز خانم اينا به چند دسته تقسيم مي‌شود كه اول آن «درمانگاه تخصصي شب خيز» باشد كه در آن دكترها مي‌نشينند و مردم به جاي اين كه خيلي زحمت بكشند و تا دكتر بروند، زنگ مي‌زنند و مي‌گويند كجايشان درد مي‌كند و به اين وسيله جايشان خوب مي‌شود. در اين برنامه يك «تي مجري» هم باشد كه هي براي مردم خنده‌ در مي‌كند. بابايم هميشه مي‌گويد: «پيام‌هاي بازرگاني براي اين خوب مي‌باشد كه آدم بين تماشاي تيليويزيون، دستشويي برود» ولي پيام‌هاي اين برنامه آن ‌قدر مي‌باشد كه آدم بين دستشويي رفتن، برنامه هم تماشا مي‌كند! و زندگي در اين برنامه خيلي شيرين مي‌باشد.
يكي ديگر آن، برنامه «حسني بده، بد، بد» مي‌باشد كه مادربزرگم مي‌گويد: «قديم‌ها آوازهاي مجري آن در خط شوش ـ ورامين خيلي طرفدار داشت». ولي حالا به جاي بشكن زدن، داد مي‌زند و هي به مردم مي‌گويد كه شعار بدهند تا دموكراسي باشد كه دوباره بشكن بزند. آقاي داد خيلي وطن دوست مي‌دارد و هفته‌اي سه بار براي آن گريه مي‌كند و بعد كه احساسات آدم يكجوري شد، شماره حساب برنامه‌شان را اعلام مي‌كند كه پول داشته باشد باز هم گريه كند!
يكي ديگر از برنامه‌هاي مهم اين كانال، ميزگردي مي‌باشد كه دو عدد فوفول گربه‌هاي سياه باشند و «بگو منو كم داري بگو» مي‌خوانند كه خيلي براي دموكراسي مفيد باشد.
كانال ديگر آن «تپش تپش واي از تپش واي از دل ديوونه» مي‌باشد كه همان برنامه خانواده خودمان باشد و در آن آشپزي و نرمش ياد مي‌دهند و خواهر ممد هر روز پاي آن مي‌نشيند و شينيون و بيگودي و دكولوره از آن ياد مي‌گيرد. آدم‌هاي فقير بيچاره حيوانكي هم كه خيلي بچه دارند و بيكار مي‌باشند و شام ندارند كه بخورند، به آن زنگ مي‌زنند و بدبختي‌شان را با مردم جهان در ميان مي‌گذارند و آقاي مجري بعد از اين كه فين مي‌كند، مي‌گويد: «آقاي خاتمي! اين وضع مردم ماست!» و من هيچ وقت نمي‌دانم ما كه غيرفقير باچاره ناحيوانكي و باكار مي‌باشيم و شام هم قيمه ريزه داريم، چطور پول نداريم ماهواره بخريم و به آن زنگ بزنيم!
يكي ديگر آن، كانالي مي‌باشد كه هي قطع مي‌شود، هي وصل مي‌شود، چون خيلي بي‌پول مي‌باشند از بس بلد نمي‌باشند قبل از اعلام شماره صاحب، خوب براي وطن گريه كنند. صاحب آن مهندس «درخت» باشد كه دركنار خانواده مهربانش برنامه را اجرا مي‌كنند.
خانم جواني كه مادربزرگم مي‌گويد هم‌سن او مي‌باشد، همسر خانواده ‌باشد و مادربزرگم مي‌گويد قديم‌ها تبليغ دستمال كاغذي و در فيلم‌هاي خوب خوب بازي مي‌كرد و خيلي گرمايي بود و تنش به لباس حساسيت داشت!» خانم همسر خيلي به سياست آگاه مي‌باشد و همه تفسيرهاي همسايه‌هاي ما هنگام سبزي پاك كردن را بلد مي‌باشد.
باباي ممد هنگام اين برنامه هميشه كنترل تيليويزيون را در دست مي‌گيرد كه يك وقت خانم همسر وسط مبارزه سياسي گرمش نشود.
دختر خانواده هم آهنگ‌هاي درخواستي برنامه مي‌باشد،‌ كه به درخواست مردم حركاتش براي آنها موزون باشد و اين گونه دموكراسي آزاد مي‌شود.
برنامه ديگر ماهواره ممد اينا كه «جام» «اش» «جم» باشد يك آقاي خيلي دكتر دارد كه در دانشگاه پارك دانشجو رشته «بلالوژي» خوانده و خيلي پولدار مي‌باشد و همه مردم‌هايي كه كمبود محبت دارند به اين برنامه زنگ مي‌زنند كه آقاي دكتر قربانشان برود و فدايشان بشود.
اين كانال يك قنبري هم دارد كه رمانتيك برنامه باشد و هر روز به مدت دو ساعت از خودش تشكر مي‌كند.
اما مهم مهم اينها «آزادي» مي‌باشد كه خيلي بدآموزي باشد، از بس مجري‌هاي آن يكي يكي مي‌آيند فحش‌هاي جديدي را كه ياد گرفته‌اند براي مردم تعريف مي‌كنند.
يك مجري آن كه سبيل‌هايش را ميزامپلي مي‌كند، خيلي بامزه باشد و هفته‌اي دوبار از حرص و جوش سكته مي‌كند و آن ‌قدر مادربزرگش در دهانش فلفل نريخته كه هي دروغ مي‌گويد. همين پريشب هفته پيش ممد فرنگيز خانم اينا گفت كه آقاي سبيل گفته، مخالفان تيليويزيون را گرفته‌اند. ولي ما نفهميديم كه چرا مخالفان هم برايمان «مسافري از هند» و تام و جري و گفت‌وگوي خبري پخش مي‌كردند!
اما نتيجه‌گيري كه خودتان گفتيد چهار نمره دارد، يكي اين‌كه شجاعت. يعني اين‌كه آدم شجاع مي‌تواند از راه دور دور و به وسيله در قابلمه و فحش و حركات موزون دموكراسي بكند و به مردم بگويد بوق بزنيد و جيغ بزنيد و كتك بخوريد كه حقوقش سر وقت باشد، دوم اين‌كه دماي ماهواره خيلي گرم و پارچه خيلي گران و كم باشد
!


© .Net