101- تركه با زنش رفته
بوده سينما، تو فيلم يهو يه گاوه شروع ميكنه دويدن طرف تماشاچيا. تركه يهو ميپره
زير صندلي، زنش ميگه: بابا خجالت بكش! اين فيلمه. تركه ميگه: زن! من و تو ميدونيم
فيلمه، گاوه كه نميدونه!
102- تركه
ميخواسته گردو بشكنه، گردو رو ميگذاره زير پاش، با آجر ميزنه تو سرش!
103- تركه ميره آمريكا
پيش رفيقش. از قضا همون موقع كنسرت ابي بوده، رفيقش ميگه پاشو بريم يك حالي بكنيم.
جلو در سالن، يك بابايي واستاده بوده سيدي ميفروخته، هي داد ميزده: سيدي
ابي، سيدي ابي. تركه يك نگاهي به يارو ميكنه، به رفيقش ميگه: ببين توروخدا مردم
چه خنگن! اين يارو اين همه سال تو آمريكا بوده، هنوز اِي بي سي دي رو ياد نگرفته!
104- تركه ميره بقالي،
ميبينه رو ديوار بزرگ نوشتن: علي با ماست! حسن با ماست! حسين با ماست! ميگه:
ببخشيد اقا، شما ماست خالي نداريد؟!
105- دو تا برادره آخره
شر بودن و پدر محل رو درآورده بودن، ديگه
هروقت هرجا يك خراب كاريي ميشده، ملت ميدونستن زير سر اين دوتاست. خلاصه آخر بابا
ننشون شاكي ميشن، ميرن پيش كشيشِ محل، ميگن: تورو خدا يكم اين بچههاي مارو نصيحت
كنيد، پدر مارو درآوردن. كشيشه ميگه: باشه، ولي من زورم به جفتِ اينا نميده، بايد
يكي يكي بياريدشون. خلاصه اول داداش كوچيكه رو ميارن، كشيشه ازش ميپرسه: پسرم،
ميدوني خدا كجاست؟ پسره جوابشو نميده، همين جور در و ديوار ر و نگاه ميكنه. باز
يارو ميپرسه: پسرجان، ميدوني خدا كجاست؟ دوباره پسره به روش نمياره. خلاصه دو سه
بار كشيشه همينو ميپرسه و پسره هم بروش نمياره، آخر كشيشه شاكي ميشه، داد ميزنه:
بهت گفتم خدا كجاست؟! پسره ميزنه زير گريه و در ميره تو اتاقش، در رو هم پشتش
ميبنده. داداش بزرگه ازش ميپرسه: چي شده؟ پسره ميگه: بدبخت شديم! خدا گم شده، همه
فكر ميكنن ما برش داشتيم!
106- تركه هر روز زنگ يك
كليسا رو ميزده و در ميرفته. آخر پدر روحاني شاكي ميشه، يك روز پشت در كمين
ميكنه، تا تركه زنگ ميزنه، خرشو ميگيره و ميپرسه چيكار داري؟ تركه حول ميشه،
با تتپته ميگه: ببخشيد، عيسي هست؟!
107- تركه ميره ساندويچي،
ميگه: ببخشيد بندري داريد؟ يارو ميگه: بعله. تركه ميگه: پس قربون دستت، بگذار يك
حالي بكنيم!
108- وسط اردبيل يه چاهي
بوده، هي ملت ميافتادن توش،زخم و زيلي ميشدن. ميان تو شهرداري يك جلسه برگذار
ميكنن كه واسه اين مشكل يك راه حلي پيدا كنن.
يكي از مهندسا پا ميشه ميگه: يافتم! ما يك آمبولانس ميگذاريم بغل اين چاه،
هركي افتاد توش رو سريع ببره بيمارستان. ملت همه هورا ميكشن..آفرين! ايول! دمت
گرم! يك مهندس ديگه پا ميشه ميگه: الحق كه همتون نفهميد! آخه اينم شد راه حل؟!
ملت ميگن، خوب تو ميگي چيكار كنيم؟ يارو ميگه: بابا تا اون آمبولانس طرف رو برسونه
بيمارستان، كه بدبخت جون داده. ما بايد يك بيمارستان كنار اين چاه بسازيم، كه همه
بهش سريع دسترسي داشته باشن! ملت ديگه خيلي حال ميكنن، كف ميزنن سوت ميكشن، كه
ايول بابا تو چه مخي داري! يهو يه مهندس ديگه پا ميشه ميگه: الحق هرچي بهمون ميگن
خر، حقمونه! آخه اين شد راه حل؟! اين همه خرج كنيم يك بيمارستان بسازيم
كنار چاه كه چي بشه؟ مردم تعجب
ميكنن،ميگن: خوب تو ميگي چيكار كنيم؟ يارو ميگه: بابا اين كه واضحه، ما اين چاهو
پر ميكنيم، ميريم نزديك يك بيمارستان يك چاه ميزنيم!
109- تركه ميره حموم، آب
جوش بوده با نعلبكي دوش ميگيره!
110- تركه مهم ميشه زيرش
خط ميكشن، تو امتحان مياد!
111- عربه ميره داروخونه
ميگه: ولك هزار تا ميخ داري؟! يارو ميگه: نه. دوباره فردا مياد ميگه: ولك هزار تا
ميخ داري؟! باز يارو ميگه: نه برادر، اينجا داروخونس، ميخ فروشي كه نيست! هي چند
روز اين اتفاق ميفته، يارو با خودش ميگه: بگذار برم هزار تا ميخ بخرم، يه سود
حسابي بكنم. فرداش دوباره عربه مياد ميگه: ولك هزار تا ميخ داري؟! يارو ميگه:
آره، 3 تا كارتون ميخ ميگذاره جلو عربه... عربه يك نگاه ميكنه
ميگه::اََاَ....ه! ولك توچقدر ميخ
داري!
112- تركه وزير مخابرات
ميشه بعد از يه هفته مخابرات ورشكسته ميشه! از طرف دولت هيئتِ تحقيق تشكيلميدن،
ميبينن براي رفاه حال جامعه ورداشته همه گوشيهاي تلفناي همگاني رو بيسيم كرده!
113- تركه ساندويچفروشي
داشته، يك روز يك بابايي مياد ميگه: قربون يك ككتل بده، فقط بيزحمت توش گوجه
نگذار. تركه ميگه: آقا امروز اصلا گوجه نداريم، ميخواي خيارشور نگذارم؟!
114- به تركه ميگن چند تا
بچه داري؟ ميگه 2 تا . ميپرسن: كدومش بزرگتره؟ ميگه: خوب اوليش!
115- تركه ميره ماه عسل،
يادش ميره زنش رو ببره!
116- تركه دوتا دزد
ميگيره، زنگ ميزنه به 220!
117- از تركه ميپرسن
آرزوت چيه؟ ميگه: كاشكي تبريز پايتخت بود! ميگن: چرا؟! ميگه: آخه اون وقت به
ماميگفتن بچه تهرون!
118- اردبيل زلزله مياد،
تركه زنگ ميزنه مسئوليتش رو بر عهده ميگيره!
119- تركه كنار يه چاهي
وايساده بوده، هي ميگفته: سيزده،..سيزده،..سيزده.. يكي از اونجا رد ميشده،
ميپرسه: ببخشيد قربان، ميتونم بپرسم داريد چيكار ميكنيد؟ تركه يقه يارو رو
ميگيره، پرتش ميكنه تو چاه، ميگه: چهارده،...چهارده،...چهارده!
120- به تركه ميگن: چند
تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه: كبوتر، كلاغ، خر! بهش ميگن: بابا خر كه
پرواز نميكنه! ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد!
121- تركه از يكي ميپرسه
قبله كدوم طرفه؟! يارو نشونش ميده، تركه ميگه: بايد خيلي برم؟!
122- آمريكاييه داشته تو
رودخونه غرق ميشده، هي داد ميزده: help me,
hellllp! تركه از اونجا رد ميشده ميگه: احمق
جون اگه جاي كلاس زبان كلاس شنا رفته بودي الان غرق نميشدي!
123- تمساحه ميره گدايي،
ميگه:به من بدبختِ مارمولك كمك كنيد!
124- تركه سربازيش تموم
ميشه، وقتي كارت پايان خدمتشو بهش ميدن، نگاه ميكنه ميگه: اي بابا، من كه ازينا
چهارتا دارم!
125- تركه چراغ جادو پيدا
ميكنه، دست ميكشه روش غولش در مياد ميگه: دو تا آرزو بكن. تركه ميگه: يه نوشابه
خنك ميخوام كه هيچ وقت تموم نشه. غوله بهش ميده، تركه يكم ميخوره ميگه: به به!
چقدر خنكه! يكي ديگه هم بده!
126- تركه يه بسته هزار
تومني ميشمره، 250 تومن كم مياره!
127- به تركه ميگن خيلي
آقايي. ميگه: ما بيشتر!
128- به لره ميگن: ببخشيد
شما لريد؟ ميگه: نه پس انم با اين سبيل پهنم؟!
129- از تركه ميپرسن:
بلدي پيانو بزني؟! ميگه: نه. ولي يه داداش دارم... اونم نه!
130- يك بابايي يه ماهي
تو پاكت دستش بوده، رفيقش ميبيندش، ازش ميپرسه: جريان اين ماهيه چيه؟ ميگه: دارم
براي شام ميبرمش خونه. ماهيه ميگه: مرسي من شام خوردم، منو ببر سينما!
131- به تركه ميگن چي شد ترك شدي؟! ميگه: والله من اولش كه ترك
نبودم، تو بيمارستان با يه بچه ترك عوض شدم!
132- تركه تو اتوبوس يه
دختره خوشگل رو ميبينه، پياده كه ميشه شماره اتوبوس رو بر ميداره!
133- تركه مياد تهران،
يه دختر خوشگل ميبينه، بهش ميگه: خانم اين دوست دختر كه ميگن شمايين؟!
134- تركه يه سكه اززير
خاك پيدا ميكنه، روش نوشته بوده تاريخِ
ضرب: 200 سال قبل از ميلاد!
135- قزوينيه ميره خونه
يك ميليونره، دويست ميليون نقد ميدزده. بعد زنگ ميزنه خونه يارو ميگه: بچه رو
بيارين پولارو ببرين!
136- يك گروه از محققين
انسان شناسي داشتن روي تفاوت مغز نژادهاي مختلف انسان تحقيق ميكردند، اول مغز يك
آمريكاييه رو باز ميكنند، ميبينند اي بابا اينا اينقدر با الكترونيك و كامپيوتر
ور رفتن كه تو مغزشون پر شده از IC
و مدارهاي
الكترونيكي. خلاصه ميترسن دست به يك چيزي بزنند خراب شه، زود مغز يارو رو
ميبندند. بعد مغز يك ژاپنيه رو باز ميكنند، ميبينند اي بابا اين وضعش از
آمريكاييه هم خراب تره و مغزش شده پر از مداراي نوري و چيزاي عجيب غريب، خلاصه مغز
اين رو هم جرات نميكنند دست بزنند. بعد جمجمه يك تركه رو باز ميكنند، ميبينند تو
ش فقط يدونه سيم ازين ور جمجه رفته اونور. باخودشون ميگن: خوب ما اينو قطع
ميكنيم، اگه دييدم خيلي ضايع شد، فوقش دوباره وصلش ميكنيم! خلاصه سيمه رو قطع
ميكنند، يهو گوشاي تركه ميافته!
137- تركه زنگ ميزنه 118،
ميگه: ببخشيد شماره تلفن غضنفر رو دارين؟! يارو ميگه: نه. تركه ميگه: پس من ميخونم
يادداشت كنين!
138- تركه مجري مسابقه
بيست سوالي ميشه، يارو ازش ميپرسه، جانداره؟ ميگه: نه. ميپرسه: تو جيب جا ميشه؟
تركه كلي فكر ميكنه، بعد ميگه: تو جيب جا ميشه اما اگه تو جيبت بريزي، جيبت ماستي
ميشه!
139- تركه ميره حرم امام
رضا، ميگه: امام رضا قربونت برم، تو كه ضامن آهو شدي، ضامن من يابو هم بشو!
140- تركه پسرش رو
ميفرسته ژيمناستيك، بعد از يه مدتي ميبينه
پسرش روز به روز جاي اينكه پيشرفت كنه هي داره پسرفت ميكنه. يك روز ميره سر
جلسه تمرينشون ببينه چه خبره، ميبينه از بچش به عنوان خرك استفاده ميكنند!
141- تركه ميخواسته به
فلسطينيا كمك كنه، براشون سنگ پست ميكنه!
142- تركه مرده شور
بوده، بعد از يه مدتي ميگيرنش دهنش رو
سرويس ميكنن. رفيقاش ميپرسن بابا مگه اين بيچاره چي كار كرده بود؟ ميگن: اين
پدرسوخته سوالاي شب اول قبر رو تكثير كرده بود بين مردهها تقسيم ميكرد!
143- چندنفر داشتن ميرفتن
كوه، سرپرستشون (كه از قضا لكنت زبون هم داشته) از وسط راه شروع ميكنه ميگه: چ چ
چ.... ملت اول يكم نگاش ميكنن ببينن چيميخواد بگه، بعد ميبينن نميتونه حرفش رو
بزنه، بيخيال ميشن و راه ميافتن، اين بابا هم همه مسير همينجور هي ميگفته
چ..چ..چ.. وقتي ميرسن بالا ميخواستن چادر بزنن سرپرسته بالاخره ميگه:
چ..چ..چا..چا..چا..چادر يادم رفت! ملت ميگن اي بابا رودتر ميگفتي، حالا بايد
برگرديم پايين! تو راه برگشت سر پرسته هي ميگفته: ش ش ش.. ولي ملت ديگه شاكي بودن و
كسي توجه نميكرده، وقتي ميرسن پايين يارو بالاخره ميگه: ش..ش..ش..شو..شو..شوخي
كردم!
144- از تركه ميپرسن شما
همتون اينقدر ساده اين؟ ميگه: نه بابا، راهراهمون تو آفريقاست!
145- تركه سوار اتوبوس
ميشه، ميره يك گوشه واميسته. راننده بهش ميگه: آقا اين همه صندلي خالي، چرا
نميشيني؟ تركه ميگه: حالا صبر كن، دو دقيقه ديگه همين يك ذره جا هم پيدا نميشه!
146- از تركه ميپرسن شما
تهراني هستين؟ ميگه: نه چشماتون قشنگ ميبينه!
147- تركه تو مانور شركت
ميكنه، اسير ميشه!
148- تركه ميره مغازه
ميگه: آقا يه بيسكويت خوب بدين. بقاله ميگه: ساقه طلايي خوبه؟ تركه ميگه نه. ميگه:
ويفر خوبه؟ ميگه نه . ميگه گرجي خوبه؟ ميگه نه. ميگه: مادر خوبه؟ تركه ميگه: قربان
شما، دست بوسن!
149- تركه بچش
نميخوابيده، بهش ژل ميزنه!
150- ترياكيه پيغامگير
ميخره، پيغامشو ميذاره: هَشتم... ولي خَشتَم!